مهم ترين پديده اي كه اين روزها جهان درگير آن است پديده بحران اقتصاد جهاني مي باشد كه در حال حاضر كشورهاي مختلف جهان بالاخص جهان سوم را دامن زده و به ناامني اقتصادي در سراسر جهان منجر شده است.
ادامه مطلب
لحظه هایم را چگونه بگذرانم؟Tell Meخدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت. دکتر شریعتی |
|||||||||
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:27 توسط عابدین
|
افتخار آشنايي با مهندس رضوي به سه سال پيش بر مي گردد كه هر دو مشغول بکار در يك شركت ايتاليايي در جنوب کشور بودیم. شب گذشته در تالار بزرگ وزارت کشور... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 16:12 توسط عابدین
|
برای همهی آنها که در طلب علم و آگاهیاند که به مرزهای قراردادی امروز منحصر نمیماند! ماه مهر بر همه دانش آموزان و انديشمندان مبارک! تا زماني كه محصل بوديم و با موضوع انشاء "علم بهتر است يا ثروت" از طرف آموزگار زياد مواجه مي شديم. هر كس با توجه به شرايط زندگي اجتماعي و اقتصادي اش انشاء مد نظرش را ارائه مي داد. مثلاً دانش آموزي مي نوشت علم بهتر است چون با پول نمی شود علم را خرید! ديگري مي نوشت ثروت بهتر است! دانش آموز خوش بين تري مي نوشت من نه علم دارم نه ثروت ولي تا دلت بخواد دل خوش دارم و به شدت معتقدم آدم ها خودشون براي خودشون دل خوش به وجود ميارند چه پول يا علم داشته باشند يا نداشته باشند خريدني هم نيست كه بشه خريدش و ديگري مي نوشت ثروتی خوبه که در خدمت علم باشه!!! علم تنها بدون ثروت به کار نمیاد ! هر دو باهم معمولاً همهي دانشآموزان دبستان علم را بهتر از ثروت ميدانستند. کسي در برتري علم ترديد نداشت يا اگر از ته دل به اين برتري مطمئن نبود، باز به خاطر بعضي معذورات اخلاقي و در ملأ عام همان حرف ديگران را تکرار ميکرد... ولي اين معمايي بود كه حل نشد؟ به نظر من هر دو خوب و مفيدند به شرطي كه در جهت امورات خير و انسان دوستانه به كار رود و هر دو بدند اگر خلاف اين عمل اتفاق افتد. بيشتر دانش آموزان با انشاءيي ....... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 13:37 توسط عابدین
|
واژه كارآمدي (Efficiency) به اصطلاح يعني فائق آمدن و تحقق هدفها با وجود مشكلات و امكانات، كه رئوس هرم كارآمدي را تشكيل مي دهند. انسانها و جوامعي كارآمدتر هستند كه با توجه به سه شاخص هدف، امكانات و موانع، در تحقق دادن به اهدافشان موفق باشند.
همانطور كه در يك سيستم پويا و اكتيو در حالتهاي مختلف و شرايط زماني گوناگون تفاوتهاي قابل فاحشي وجود دارد به عنوان مثال در يك نظام سياسي كارآمدي امري زمانمند و داراي مرحله هايي است كه در زمان هاي مختلف مي تواند از امكانات ، موانع و هدفهاي متفاوت برخوردار باشد. نكته ديگري كه در اينجا مطرح مي باشد اين است كه وجود كارآمدي هر چند موضوعي عيني است ولي احساس كارامدي يك موضوع ذهني است، بنابراين واجب است كه با اطلاعات صحيح از اقداماتي كه انجام گرفته از ذهنيت سازي مخرب و منفي در افكار عمومي پرهيز كنيم تا اشخاص بتوانند با ذهنيتي مثبت قدم در مسير كارآمد شدن بردارند. و ديگر اينكه كارآمدي شاخصي است كه از مقايسه توانمنديها و امكانات موجود از يك طرف و موانع و مشكلات بر سر راه از سوي ديگر بوجود مي آيد. اگر بخواهيم قضاوتي عادلانه و منصفانه انجام دهيم بايد با توجه دقيق به هر دو وجه مسئله دقت لازم انجام دهيم. سؤال اينجانب از خوانندگان محترم وبلاگ اين است كه در بررسي ميزان كارآمدي كشورمان ايران چه نكاتي در مقايسه با كشورهاي اروپايي قابل مقايسه است و نكات ضعف و قوت كارآمدي ايران در اين 30 سال چه بوده است و آيا شرايط اقتصادي ايران در اين دوره كارآمد بوده است.؟ دليل كارآمدي قوي كشورهاي اروپايي در چيست؟ مانا باشيد عابدين
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:33 توسط عابدین
|
از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟ ماهیگیر: مدت خیلی کم. تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟ ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانوادهام کافی است. تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنی؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:57 توسط عابدین
|
شايد نشود به گذشته بازگشت و يك آغاز زيبا ساخت، ولي مي شود هم اكنون آغاز كرد و يك پايان زيبا ساخت. ( جمله زيباي بالا از شكسپير كه دوست بزرگواري به موبايلم اس ام اس كرده بود) و مرا ياد درسي زيبا از اديسون بزرگ كه مصداق جمله شكسپير است افتاد كه در كتابي خوانده بودم و ترجيح دادم شما دوستان انديشمند نيز بهره اي برده باشيد.
اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:17 توسط عابدین
|
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 16:37 توسط عابدین
|
سلام خدمت دوستان گرامی ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:58 توسط عابدین
|
سپاس خداوند عشق
سلام و تشکر از همه دوستانی که آمدند و ابراز لطف نمودند و جای قلب بزرگ و آسمانی شان در این فضای مجازی به یادگار گذاشتند.
واقعیتش سال ۸۷ مشکلات عدیده ای هر از چند ماهی به سراغم می آمد و بعد از کلی حال و احوالپرسی اساسی خداحافظی کرده و بازم از روی لطف و کرمش دلتنگم می شد و دوباره به دیدنم می آمد و دوباره یه حال اساسی دیگه، به هر صورت گذشت و شاکریم به درگاه خداوند مهر و سپهر.
سال جدید سالی نوین و نوید را آغازیدیم، و سال ۸۷ با تمام پیمودنیهایی که پیمودیم و سعی مان در رسیدن بود تا نرسیدن حال اگر نرسیدیم هم جای سرزنش نیست مهم این بود که سعی کردیم.
صیفی را با تمام گرمایش و قطعی برقش در کنار هم و با همدیگر گرم بودیم وبا گذر از صیف و آمدن پائیز، روح و جانمان در پی آمدن خزان خریف از داغی صیف و رسوب های مانده از داغیش، به واسطه پالایش، خزان کردیم و پذیرای ترنم ترانه باران زمستان شدیم و ابرهای شتاء نیز به متمم پائیز درآمدند و پالایشی دگر آغازیدن گرفت تا در بهاری دگر همراه با انساندوستی هر چه بیشتر آمدن ربیع را به هم مژده دهیم . عابدین
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 22:55 توسط عابدین
|
انیشتین می گفت :" آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. " استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید :" اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می خواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید . او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی ،ملموس تر می کند :" صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریبا یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد . بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند . یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ها که دقیقا در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلا به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : آقای محترم ! بچه هایتان واقعا دارند همه را آزار می دهند . شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید ؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : بله ، حق با شماست . واقعا متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است . من واقعا گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم . نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد ." استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :" صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ " و خودش ادامه می دهد که:" راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به ان مرد گفتم : واقعا مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد ٬اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ." " حقیقت این است که به محض تغییر برداشت ٬ همه چیز ناگهان عوض می شود . کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد." دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که : " پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود لاجرم عالم کبودت می نمود "
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 23:7 توسط عابدین
|
انسان موجوی است اجتماعی و همیشه در جستجوی تغییر وضع موجود به وضعیتی مطلوبتر، چون اعتقاد داریم که اگر بخواهیم وضع موجود را تغییر دهیم نیازمند حرکت هستیم و تا زمانی که حرکتی وجود نداشته باشد هیچ چیزی تغییر نمی کند. حال چگونه باید برنامه ریزی کرد تا هزینه این تغییر را متناسب با هدف هایمان مدیریت کنیم.؟ ...... ادامه مطلب ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 23:55 توسط عابدین
|
If the Only Tool You have is a Hammer, You Treat everything Like a Nail اگر تنها ابزار شما چكش باشد با هر چیزی مانند میخ رفتار میكنید.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 11:6 توسط عابدین
|
آیا رفتار روزمره با موازین فرهنگی مطابقت دارد؟ Does everyday behavior conform to cultural standards? I am waiting for your answers منتظر نکته نظرات ارزنده شما عزیزان هستم.
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:19 توسط عابدین
|
در صورتی که تنها سررشته ای از هک و امنیت را داشته باشید[ میدانید که بسیاری از هکرها برای نفوذ به سیستم قربانی از IP او استفاده میکنند ( شناسهي هر رايانه که چهار سري عدد به شکل *.**.***.*** ميباشد مانند 168.195.80.1 .)
با استفاده از این ترفند میتوانید کاری کنید که IP شما برای همیشه دور از دسترس این افراد باشد و به نوعی به طور کامل IP خودتان را از دسترس دیگران مخفی نگه دارید. برای این کار: 1. ابتدا از منوی شروع ( Start) ، روي Run (اجرا ) رفته-کنيک کنيد و در محیط Run عبارت MMC را تایپ نمایید. 2. در محیط جدید ، از منوی File به قسمت Add/Remove Snap-in ( اضافه/ جابهجا کردن ) بروید. 3. در پنجرهي باز شده بر روی دکمهي اضافه کن (Add) کلیک کنید. 4. در پنجرهي جدید ، بر روی IP Security Policy Management ( مديريت امنيت شناسه) کلیک کرده و دکمهي Add را بزنید. 5. سپس پايان (Finish) را زده و خارج شوید. 6. در پنجرهي قبلی بر روی Ok کلیک کنید. 7. حال در همان محیط اولیه هستید. در حال حاضر آیکون(Icon ) کناری عبارت IP Security Policy Management زرد رنگ است. اکنون میبایست یکبار ديگر بر روی آن کلیک کنید تا رنگ آن به سبز تغییر پیدا کند. 8. در پایان از منوی File به خروج (Exit) رفته و با انتخاب بلي (Yes) این عملیات را ذخیره کنید. سربلند باشید.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 16:28 توسط عابدین
|
آیا شما تا به حال به چاپخانه رفته اید ؟ آیا نام چاپ سیلک به گوشتان خورده است ؟ آیا گذرتان به یک شرکت تبلیغاتی افتاده است ؟ اصلا می دانید لیتو گرافی یعنی چه ؟ شاید دانستن در مورد اینها خیلی ضروری به نظر نرسد ولی ممکنه یک روز شما هم جزء یکی از کاندیداهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس یا شاید هم شورای شهر باشید ، باشه زیاد سخت نگیر ممکنه اصلا بخواهید یک کتاب چاپ کنید و یا اینکه کالاهای مورد نظر خود را تبلیغ کنید و یا خدمات خود را به اطلاع مردم برسانید . یا شاید هم ... و هزاران شاید دیگر ، ولی اگر من به جای شما بودم روی ادامه مطلب کلیک می کردم و یک نگاهی به این گزارشات می انداختم و یه اطلاعات مختصری راجع به این عناوین کسب می کردم . ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:34 توسط عابدین
|
بدون شرح!! به مناسبت نمایشگاه بین المللی کتاب تهران شکم گرسنه کتاب می خواد چیکار...
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:53 توسط عابدین
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:38 توسط عابدین
|
نام من، نویسنده این کتاب سینوهه است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام. من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام. من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم. آن قدر در زندگی فرعونها و مردم زجر کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید سیرم. من چون انسان هستم در هر انسان که قبل از من در این جهان می زیسته زنده بودم و در هر انسان که پس از من باین جهان بیاید زنده خواهم بود. این است آخرین کلام سینوهه مصری که در تمام عمر حس می کرد که تنها می باشد. دانلود کامل این کتاب در سه بخش در ادامه مطلب ... نوع فایل pdf می باشد برای دانلود روی لینک دانلود ها کلیک راست کرده و روی گزینه save traget as کلیک کنید . نکته: برای خواندن کتاب به برنامه adobe acrobat reader احتیاج دارید
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:43 توسط عابدین
|
انسانها همه و همه خواهان عدالت هستند و به آن ارج می نهند و همیشه ما انسانها با خود فکر می کنیم که جامعه ای بی دادگر را باید تغییر دهیم و همچنین برای دموکراسی نیز ارزش بسیاری قائلیم و فکر می کنیم که مردم باید سهم بیشتری در این که چه کسی برایشان قانون وضع می کند داشته باشند اما عدالت و دموکراسی همیشه در تعارضند.
زیرا درون ما انسانها معمولا سرشار از حس حسادت و خشم نسبت به مردمان دیگرند و غرایز عشق آمیز و مهرمان بیشتر شامل حال کسانی می شود که به ما رابطه نزدیک تری دارند. به همین دلیل مردم از قدرت دموکراتیک و آزادیشان در راه پیشبرد سود و منفعت خود و مخالفت با منفعت های دیگران بکار می برند(البته این جنبه نسبی دارد). حال مایلم نظر ارزشمند شما را در مورد عدالت و دموکراسی و اینکه چه ایده ای جوابگوی عدالتی همراه با دموکراسی بدون از هیچ گونه تعارض در ذهن سبزاندیش شما می گذرد؟ من را نیز راهنما باشید. مانا باشید عابدین
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 18:53 توسط عابدین
|
فعالیتهای اقتصادی موجب تخریب و از بین بردن محیط زیست می شوند و هزینه های را به بار می آورند که در محاسبه تولید ناخالص ملی نمی آیند.
همانطوری که می دانید با فعالیتها و تولیدات صنعتی که در نتیجه تولید این خدمات و کالاها تاثیرات منفی نیز بر محیط زیست مانند جنگلها ، آب رودخانه ها و هوای سالم محیط می گذارد و با آلودگی آبها ماهیان دریا نیز نابود می شوند و ضررهای شدیدی بر سلامت جامعه و افراد نیر می گذارد. به نظر شما این هزینه ها باید در هزینه ناخالص ملی لحاظ شود و آیا با تولیدات صنعتی رفاه مردم بیشتر خواهد شد؟ بدرود عابدین
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:46 توسط عابدین
|
سلام بر همه دوستان، باز هم با تاخیر خدمت شما عزیزان رسیدم تا نظرتون را در مورد؟
رشد حجم پول ایران و رابطه آن با تورم، عرضه و تقاضا را از دیدگاه شما بدانم. با تشکر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:54 توسط عابدین
|
قیامت بی حسین غوغا ندارد ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 12:48 توسط عابدین
|
با تشکر از دوستانی که از این وبلاگ بازدید می کنند و ما را از نظرات ارزنده خودشان بی بهره نمی گذارند.
امید بهروزی برای همه شما عزیزان را از حضرت احدیت دارم. با پست انسان تاریخ ساز یا تاریخ انسان ساز در خدمت شما دوستان هستم. نظر شما اندیشمندان را در مورد اینکه چه رابطه ای بین " انسان ها تاریخ را می سازند یا تاریخ انسانها را می سازد" وجود دارد؟ آیا بشریت در حالت فاعلی و مفعولی تاثیری بر تاریخ دارد، یا به عبارتی دیگر بشر با اختراعات و ابداعات یا مخلوقات خود در محیط خود چه اثری می گذارد و مخلوق (آفریده انسان) نیز بر خود انسان مجددا اثر می گذارد؟؟ *** به دلیل مشغله درسی و کاری مطلب جدیدی نداشتم، در عوض نظرات ارزشمند اندیشمندان عزیز را در مورد مطلب بالا در اینجا می آورم. دکتر طالب موذنی: سوال جالبی است و البته برای من غیر صاحبنظر سخت. مهندس محمد پولادیان:دوست خوبم فكر كنم تاريخ هر ملت در دو بخش اختياري ( كليه فعل و انفعالات موجود اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و غيره ... ) انسانهاي موجود در آن مقطع از يك سو و بخش اجباري ( كليه مسائل طبيعي و خارج از قدرت انسان ) رقم مي خورد . بي شك تاريخ هر مرز و بوم با انسانها گره مي خورد و آنان در حالات فاعلي يا مفعولي نقش آفرينان آن در آينده خواهند بود و نوع نگرش و مخلوقات بشري در هر برهه مي تواند تاريخ آن را تحت تاثير قرار دهد. حمید موذنی:انسان تاریخ ساز انسان است و تاریخ انسان ساز تاریخ است!
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 12:16 توسط عابدین
|
سلام دوستان
تمدن در مفهوم و مصداق یعنی چی؟؟؟؟؟ به نظر بنده تمدن در مفهوم یعنی پالایش وتعالی دادن فرهنگ ها و رفتارها به شیوه ای که الگوی ارزشی انسانی مرجع دیگر فرهنگ ها باشیم، در این صورت جامعه ای متمدن خواهیم داشت. نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:54 توسط عابدین
|
رمضان اسمی از اسماء الهی می باشد و نبایست به تنهائی ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) گوش فرا می دهیم. هشام بن سالم نقل روایت می نماید و می گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابی جعفر امام باقر (ع) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. امام (ع) فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید که شیء زائل و نابود شدنی می رود و می آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه رمضان را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله می باشد، و ماه رمضان ماهی است، که قرآن در آن نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است و همچنانکه پروردگار بزرگ عیسی بن مریم(سلام الله علیهما) را برای بنی اسرائیل مثل قرار داده است. و از حضرت علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است که فرمود: « لا تقولوا رمضان ولکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان» شما به راستی نمی دانید که رمضان چیست (و چه فضائلی در او نهفته است). واژه رمضان و معنای اصطلاحی آن رمضان از مصدر « رمض» به معنای شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل ... معنا شده است، انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش می باشد، عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان. و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد، و سوزشش براستی جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه تر می گردد، و هرگز به یک جرعه بسنده نمی کند، و پیوسته آدمی را در تلاش خستگی ناپذیر جهت ارضای تمایلات خود وا می دارد. و در همین رابطه است که مولوی با لطافت هر چه تمامتر این تشبیه والا را به کار می گیرد و می گوید: آب کم جو تشنگی آور به دست تا بحوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعمل بالصواب زین صواب طلب بنده به کوی حق رسید درد مریم را به خرما بن کشید اما از سوی دیگر، عطش ناشی از آفتاب سوزان سیرپذیر است، و قانع کننده. با آرزوی دعای خیر برای همدیگر بدرود عابدین
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:4 توسط عابدین
|
پايه ي اين تقسيم بندي، نحوه ي برخورد افراد با مشكلات و ناكامي هايي است كه در كار و زندگي با آن روبرو مي شوند.يك فرد برونگرا، زماني كه با يك مشكل يا ناكامي روبرو مي شود، بلافاصله به دنبال يك مقصر "بيروني" ميگردد. اين مقصر ميتواند پدر يا مادر، مدير يا همكار، معلم يا مشاور، خواهر و برادر يا دوست او باشد. گاهي هم شانس و تقدير به عنوان مقصر قلمداد ميشوند. افراد برونگرا معمولاً به اين موضوع فكر نميكنند كه خودشان "بازيگر اصلي" سرنوشت خود هستند، و خودشان هم ممكن است مقصر باشند. البته اگر آنها به موفقيت هايي برسند، اين موفقيتها را هرگز به ديگران نسبت نمي دهند.افراد درونگرا درست در نقطه ي مقابل افراد برونگرا قرار مي گيرند. هر گاه مشكل يا چالشي براي آنها پيش آيد، بلافاصله به خودشان رجوع ميكنند: آيا ديدگاه من غلط است؟ آيا طرز فكر من نادرست است؟ آيا هدف نامناسبي را انتخاب كرده ام؟ آيا راه و روش يا ابزار من نادرست است؟ آيا موقعيت نامناسبي را براي اين كار انتخاب كرده ام؟ آيا شغلي كه دارم مناسب من نيست؟ آيا اطرافيان خود را به اندازه ي كافي نمي شناسم؟ آيا در انجام وظايفم كوتاهي كرده ام؟ اين رويكرد به افراد درونگرا اجازه ميدهد كه پيوسته خودشان را زير ذره بين بگذارند و به اصطلاح "مميزي" كنند؛ در حالي كه افراد برونگرا دائماً ديگران را زير ذره بين مي گذارند و آنها را مميزي ميكنند. نظر شما چیست؟!!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:22 توسط عابدین
|
شما آن چيزي هستيد که باور دارید!!! یکی از مهمترین چیزهایی که قادر هستید در خود ایجاد کنید، باور و اعتماد به خود است. باور و اعتماد به اینکه شما در هر زمینه از زندگیتان توانایی انجام کارهای مختلف را دارید و نباید هیچ سایه ی شک یا تردید بر این باور وجود داشته باشد. درواقع همه ی انسانها ظرفیت انجام کارهای فوق العاده در زندگیشان را دارند. اما بزرگترین مانع برای اکثر افراد، عدم اعتماد و اطمینان به خود است. برخی افراد آرزو دارند که می توانستند کارهای خاصی را انجام دهند، اما فاقد این اطمینان و باور هستند که آنها توانایی انجام آن کارها را دارند.
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:34 توسط عابدین
|
سلام دوستان موفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست. بلکه موفقیت یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس ان. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای فردای پر بار . اگر امروز شما بخواهید الگو یک فرد موفق را در زندگی خود دنبال نمایید آن فرد که خواهد بود؟ شاید شما در لیست خود افرادی را با ویژگی های زیر انتخاب نمایید: بیل گیتس بخاطر ثروت عظمیش شاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشد. موفقیت یعنی خود باشیم و نه دیگری!!! متاسفانه برای بسیاری ازافراد معیار موفقیت تبدیل شدن به فرد دیگری است که بخاطر ویژگی های مخصوص در صدر رسانه های گروهی قرار گرفته است. این موضو ع نه تنها باعث موفقیت نمی گردد بلکه سازنده نگرش غلطی می باشد که زندگی غیر واقع بینانه ای را به فرد القا می کند. خود بودن یعنی شناخت هدف زندگی و رشد در آن. هانری کایزر بنیان گذار کایزر الومینیوم و نظام مراقبت های درمانی کاریزر می گوید بدون تعیین هدف انسان نمی تواند از ظرفیت خود به بهترین صورت استفاده کند. همه ما در زندگانی غرض و مقصودی درایم که بخاطر آن آفریده شده ایم. امروز هدف زندگی شما چیست و چقدر در بالندگی آن جهت رشد و شکوفایی تلاش کرده اید؟ موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکردی بر اساس آن متاسفانه اکثر مردم پول را بر وقت ترجیح می دهند بدون اینکه دریابند وقت هدیه ای است گرانبها که چنانچه در آن اشتباه کنیم هرگز قابل بر گشت نیست در جائیکه اشتباهات مالی را می توان تصحیح کرد. این گونه طرز تفکر و ارجحیت بندی غلط میباشد که سد موفقیت در زندگی می گردد. بدست آوردن پول اشتباه نمی باشد ولی قرار دادن ان در رتبه اول ارجحیت غلط میباشد. شناخت ارجحیت های روزانه است که شما را وامی دارد تا وقت خود را انگونه که لازم است سپری کنید و نتایج عالی را نصیب خود کنید. شناخت ارجحیت های زندگی ربطی به داشتن ساعت های دقیق و یا یادداشت تمام جزئیات زندگی روزانه تا دقیق آخر نیست بلکه مدیریت اجرایی و درک نیاز، بازدهی و نتیجه می باشد. برای اینکه ارزش وقت را در 24 ساعت بدانید از پدری بپرسید که دارای شش فرزند می باشد و مزد روزانه او تامین کننده زندگی اوست برای اینکه ارزش وقت را در یک ساعت بدانید از عاشقی بپرسید که در انتظار ورود معشوق خود می باشد برای اینکه ارزش وقت را در یک دقیقه بدانید از فردی بپرسید که آخرین پرواز خود را بدلیل تاخیر از دست داده است. برای اینکه ارزش وقت را در یک ثانیه بدانید از فردی بپرسید که در تصادف رانندگی جان سالم بدر برده است. برای اینکه ارزش وقت را در یک صدم ثانیه بدانید از قهرمان المپیک سئوال کنید که بخاطر یک صدم . ثانیه که از دست داد می بایست چندین سال دیگر برای بدست اوردن مقام خود زحمت بکشد. اگر چه نمی توان وقت خود را در طول روز اضافه نمود ولی می توان نحوه برخورد با آن را به جهت موفقیت بیشتر تغییر داد. شما با وقت خود چگونه بر خورد می کنید؟ تعریف شما از موفقیت؟؟؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 14:40 توسط عابدین
|
" مبعث " پیام آور عدالت و کرامت انسانی آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد . بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند. مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید . رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد . حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به اسلام گرویدند . رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد . حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه در اثر فشار و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 8:29 توسط عابدین
|
|
|
||||||||